العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

78

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

برسد در حالى كه خفره النفس يعنى نفس او بشدت ميزد ، و شباب بفتح شين جمع شابّ بمعنى جوانست و در قاموس گويد كهل يعنى كهنسال كسى است كه پيرى با او درآميزد و عظمتى در قيافه او ديده شود يا هر كس كه از سى سال يا سى و چهار سال بگذرد تا پنجاه و يك سال . و صاحب نهايه گويد نبز بفتح نون و سكون باء بمعنى عيبجوئى كردنست و با حركت باء بمعنى لقب است و تنابز يعنى يك ديگر را سرزنش كردن و با لقب خواندن و جوهرى گويد گفته مىشود بشارت دادم او را به فرزند تازه فابشر ابشارا يعنى پس ( در مقابل نويد من ) خوشحال شد و ميگوئى ابشر بخير يعنى مژده باد ترا به خوبى و همزه ابشر همزه قطع است . صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ، يعنى وفا كردند به پيمانى كه با خدا بستند كه هر گاه دشمن را ديدند از او نگريزند ، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ ، يعنى بعضى از آن افراد به نذر و پيمان خود وفا كردند ، جنگ كردند تا شهيد شدند ، جوهرى گويد نحب بمعنى مدّت و وقت است مثلا ميگويند قضى فلان نحبه يعنى فلانى وقتش گذشت و مرد و در اخبار زيادى قبلا ذكر شد « 1 » كه اين آيه در باره امير المؤمنين عليه السّلام و حمزه و جعفر و عبيده عليه السّلام نازل شده گويد آن سه نفر ديگر غير از امير المؤمنين عليه السّلام شهيد شده بودند و حضرت على عليه السّلام منتظر شهادت بودند ، وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ، يعنى چيزى را از دين تبديل و جابجا نكردند . يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى ، يعنى روزى كه بىنياز نميكند دوست نزديك يا خودمانى وابسته ، يا رفيق يا مدافع و ياور از دوست خود چيزى را از اغناء و نفع و دفع يعنى نميتواند دوستش را بىنياز كند يا نفعى به او برساند يا لا اقل بلا را از او بگرداند ، وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ، ضمير هم برميگردد به كلمه مولى اوّل در آيه يا بهر دو مولى برميگردد يعنى و نه آن دوستان يارى ميشوند .

--> ( 1 ) چنانچه در ج 35 ص 408 و ج 36 ص 103 بحار الانوار گذشت .